اخراجی ها 2


مهمترین چیزی که در اخراجی‌های 2 به نظرم آمد، حضور پررنگ جمع بود. هیچ‌جا فردی ندیدم. هیچ‌جا آشفتگی‌های یک فرد و فراز و فرود روح یک فرد را ندیدم. حتی وقتی فردی تغییر می‌کند، این تغییر در قبال رفتار جمع با او به وقوع می‌پیوندد. اما جمع همه جا بود. این جمع بود که می‌خندید، می‌گریست، عکس‌العمل نشان می‌داد، دست می‌زد، صلوات می‌فرستاد، می‌رقصید و آواز می‌خواند. حتی افراد مهم فیلم هم، فردیت خود را از یک جمع کسب می‌کردند.

حالا باید پرسید که چرا این فیلم اینقدر پرفروش می‌شود؟ با آن مقدمه جواب می‌شود این: فرهنگ جمع‌گرای ما، یا شاید فقدان عرصه‌ای دیگری که این جمعیت مجال بروز پیدا کند. مردم به سینما می‌روند تا با هم بخندند، دست بزنند، موقعیتی شبه‌کارناوالی به وجود آورند و البته سرود "ای ایران" را بخوانند. کارناوال به قول باختین جاییست که اساسی‌ترین عناصر فرهنگ مردمی بازنمایی می‌شود و کارناوال در مقابل جشن‌های رسمی و حکومتی قرار می‌گیرد. باختین جلوه‌های این فرهنگ را به سه دسته تقسیم می‌کند: شکل‌های آیینی و نمایشی (مثل سرود)، آثار خنده‌‌آور کلامی (افراد هم فاعل خنده‌اند و هم موضوع آن)، واژه‌های خودمانی و رکیک. کارناوال کمک می‌کند تا تمایزهای بین افراد از بین برود و می‌تواند انکار هرگونه توزیع ثابت اقتدار محسوب گردد. در جو کارناوال لایه‌های زیرین زندگی ـ در تقابل با کارکردهای بالاتر (تفکر، گفتار، روح) که معمولا در نظام معنایی جایگاه بالاتری دارند ـ مهم‌تر محسوب می‌شوند.

برای تبیین علت فروش بالای این فیلم (اگر بشود به آن گفت فیلم)، درست نیست که بگوییم سلیقه‌ی مردم آمده است پایین، کما اینکه خیلی از فیلم‌های بد دیگر فروش بالایی ندارند. درست نیست بگوییم که علتش خنده‌دار بودن فیلم است. درست نیست که از تبلیغات زیاد فیلم صحبت کنیم. هر چند همه‌ی اینها نشانی از واقعیت دارد اما شاید لازم باشد نگاهی دیگر به فیلم بیندازیم.

لوکاچ در نظریه‌ی رمان، نوستالژی خود را به دورانی که شکل ادبی حماسه غالب بود نشان می‌دهد، دورانی که هنوز الهیات از عرصه اجتماع خارج نشده بود، دوران پیوند جان و جهان، دورانی که هیچ دیگربودی نیست.
اخراجی‌ها نشانی از آن دوران با خود دارد. اخراجی‌ها فیلمی در ستایش جمع است، جمعی که به وحدت می‌رسد. قهرمان این فیلم هیچ فردی نیست، بلکه جمع است. جمعی که در آن هویت ملی و دینی تضادی با هم ندارد، وطن‌پرستی در کنار دینداری می‌نشیند و همدیگر را تکمیل می‌کنند. یک لات بامرام به اندازه یک روحانی مسلمان و یک مسیحی وطن‌دوست ستوده می‌شود. حتی خائن هم چندان طرد نمی‌شود و از خیانتش متنبه می‌شود. انگار در این فیلم هیچ تضاد مشکل‌آفرینی وجود ندارد و هر تضادی که وجود دارد به راحتی حل می‌شود (بین لات و روحانی، بین مسلمان و مسیحی، بین شوخی و جدی، بین سرود مذهبی و سرود غیرمذهبی). حتی اصلی‌ترین تضاد فیلم (بین دوست و دشمن)، آنقدر بدیهی و پیش‌  ِپا افتاده ترسیم می‌شود که هیچ دغدغه‌ای را برنمی‌انگیزد.

نمی‌خواهم بگویم که کارگردان خودآگاهانه به ترسیم چنین فضایی پرداخته است، بلکه صحبت از ایده‌ای است که وقتی می‌خواهد به شکل تصویر در بیاید به چنین شکلی می‌رسد.

خلاصه علت فروش بالای فیلم این دو مورد شد: 1- ایجاد موقعیت کارناوالی، 2- ترسیم تصویری از دورانی نوستالژیک.

پ.ن:
امیرقادری درباره اخراجی‌ها
مسعود فراستی درباره اخراجی‌های 2
دلایل فروش فیلم
گفتگوی افخمی و ده‌نمکی
انسیه شاه‌حسینی درباره اخراجی‌های 2
علیرضا سجادپور درباره اخراجی‌های 2
فریدون فرهودی درباره اخراجی‌های 2
هجو دشمن یا هجو مخاطب
این رسم جوانمردی نیست
مهرزاد دانش درباره اخراجی‌های 2
جواد طوسی درباره اخراجی‌های 2
ده‌نمکی درباره اخراجی‌های 2

 


جهان
وطن بیمار و رنجور است
دو روزی را که بر بالین این بیمار باید زیست
اگر دردی ز جانش بر ندارم ناجوانمردیست

+
 


دعا بکن که مرا داد تا خدا برسد
دعا بکن که خدا هم به داد ما برسد

شبی اگر که چنین تلخ بر من و تو گذشت
دعا بکن که سحر، نور ِ والضحی برسد

به جز سرود ِ سیاه ِ سکوت ِ میهن ِ من
دعا بکن که به گوش جهان ندا برسد

ز لاله‌های جوان فرش گشته روی زمین
دعای بکن به عرش -بلکه- این دعا برسد

میان قصه‌ چو جاریست جوی آتش و خون
دعا بکن که سرانجام ِ ماجرا برسد

غریب‌ و سست و زبونم ز وحشت این شهر
دعا بکن که یکی مرد ِ آشنا برسد

شکست بغض صدایم، شکسته فریادم
دعا بکن که به جایی صدای ما برسد

کجاست رای بزرگان این خراب آباد
ببین خرابی ِ این ملک تا کجا برسد

اسیر خاطره‌هایم، همیشه غرق دعا
که روی آینه تصویری از شما برسد

بس است هر چه جفا دیده‌ام ز فاصله‌ها
دعا بکن که به ما بویی از وفا برسد
 

خانه ای روی آب


1- جامعه‌شناسان علاقه‌ی زیادی دارند که وقتی می‌خواهند راجع به مسائل سیاسی اظهار نظر کنند، با این جمله شروع کنند: "این موضوع را نباید صرفا به امر سیاسی تقلیل داد." و بعد ادامه دهند و راجع به جوانب اجتماعی آن موضوع صحبت کنند.

2- استاد خواست که تجمعات اخیر را تحلیل کنیم و البته آن جمله بالا را هم بیان کرد. این مربوط به قبل از انتخابات است. گفتم: "همانطور که کاتوزیان در کتاب تضاد دولت-ملت می‌گوید این برای اولین بار در تاریخ ایران است که ما با یک نسل روبروییم که آزادی‌خواهی و دموکراسی را می‌شناسد، به آن پایبند است و آن را می‌طلبد (نقل به مضمون). قطعا تاریخ بی‌قرار ما (به طور کلی) و مخصوصا دولت اصلاحات (به طور خاص) بر پرورش این نسل تاثیرگذار بوده است. بارها در این مملکت این سوال مطرح شده است که «دموکراسی خوب است یا بد؟ باید باشد یا نه؟ به درد ما می‌خورد یا نه؟» اما همه‌ی این سوالات برای این نسل مسخره است. سوال آنها این است که «چرا دموکراسی اینجا حاکم نیست؟» و خوب بودن و لزومی بودن و مناسب بودنش را فرض می‌گیرند. حالا وقتی این چنین نسلی با کسی مثل احمدی‌نژاد روبرو می‌شود، او را بی‌اندازه غیرقابل‌تحمل می‌یابد. او اینها را بزغاله می‌داند و اینها او را دیکتاتور. همین فضاست که کلیتی برمی‌سازد و کسی مثل میرحسین در همین کلیت است که معنا پیدا می‌کنند، کمااینکه اگر شش ماه قبل از انتخابات از همه‌ی آزادیخواهان ایرانی می‌خواستیم که طرفدار میرحسین بشوند محال بود که قبول کنند. و داخل این کلیت، مواردی مثل بررسی مو به مو و نکته به نکته‌ی بی‌کفایتی‌های رییس‌جمهور، امری حاشیه‌ای و جزئی تلقی می‌شود. چرا که مخالفان جدی احمدی‌نژاد، مخالفت‌های اصلی‌تر و اصیل‌تری با او دارند، که همانا مناسب نبودن او برای پیشرفت آزادی و دموکراسی در ایران است. همین کلیت است که آن جمعیت را بی‌قرار و ملتهب و مضطرب می‌کند و به خیابان می‌کشد که مبادا احمدی‌نژاد دوباره رای بیاورد. برای آنها حضور دوباره احمدی‌نژاد غیرقابل‌تحمل، ناامید‌کننده و مایه‌ی پریشانی است."

3- بعد از انتخابات هم همین فضا و همین کلیت است که اعتراض‌ها را شکل می‌دهد، همان التهاب‌ها و اضطراب‌ها و بی‌قراری‌ها. و باز در این کلیت بررسی مو به مو و نکته به نکته‌ی تقلب در انتخابات امری جزئی (البته نه چندان زیاد) تلقی می‌شود. فقط تصور کنید که میرحسین و کروبی دست از اعتراضی بردارند و رای شورای نگهبان (که احتمالا ابطال شماری از آرا بدون تغییر نتیجه است) را یا بپذیرند و یا دیگر مورد انتقاد قرار ندهند، آن وقت است که باید پرسید پس تکلیف این همه ویرانی جان‌ها و تن‌ها چه می‌شود؟ منظورم دقیقا این است که نتیجه‌ی اعتراض‌های اخیر چیزی جز شکست نیست.
شکست جریان اعتراض‌های اخیر از آنجا نشئت می‌گیرد که بهانه‌ی همه‌ی اینها تقلب در انتخابات بود. همه تجمعات اخیر با شعار "رای من کجاست" و در اعتراض به تقلب در انتخابات شکل می‌گرفت، اما همانطور که گفته شد این بهانه‌ای بیش نمی‌تواند باشد چرا که اگر تقلبی باشد، نه کسی زیر بار نمی‌رود، و نه دلیلی محکم برای آن می‌شود اقامه کرد و همه چیز در حد ارائه‌ی قرائن باقی می‌ماند. آرزوی قلبی همه‌ی آزادی‌خواهان ایرانی نه لزوما رییس‌جمهور شدن کسی مثل میرحسین، بلکه نزدیک شدن هر چه بیشتر ایران به آزادی و دموکراسی بود و خلاص شدن از دست احمدی‌نژاد که او را باعث عقب‌گرد در این راه می‌دانند. همین شکاف میان این دو شق قضیه کافیست، تا اعتراض‌های اخیر را (صرف‌نظر از هر اتفاقی که در آینده بیفند) شکست خورده بدانیم، چرا که میان خواست واقعی و آن چه در عمل بیان می‌کنند تناسبی وجود ندارد. بنایی پرشکوه، بر پی‌ای سست بنا شد.

4- اما همه‌ی اینها نباید ناامیدی را دامن بزند. همه‌ی این اتفاقات، اتفاقا باید که نقطه‌ی امید باشد. آزادی‌خواهان ایرانی در جریان این روزها خود را پیدا کردند و مهمتر از آن خود را نشان دادند. پس از اعلام نتایج انتخابات اولین عکس‌العمل همه آزادی‌خواهان وطنی، بهت و حیرت بود و البته ناامیدی. زیاد دیدم در وبلاگ‌های ایرانی‌های داخل ِ کشور که حرف از "رفتن" زدند و اینکه "اینجا دیگر جای ماندن نیست". بعد از شروع اعتراضات مدنی به تخلف و تقلب در انتخابات و پخش وسیع اخبار در رسانه‌های بین‌المللی، چیزی که برای من جالب بود احساس افتخار ایرانی‌های خارج‌ ِ کشور نسبت به ایرانی بودن خودشان بود. باز زیاد دیدم در وبلاگ‌های ایرانی‌های خارج ِ کشور که می‌گفتند دیگر "آنها" در "آنجا" ایرانی‌ها را به چشم کسانی که فلانی را رییس‌جمهور انتخاب کرده‌اند نگاه نمی‌کنند.

پ.ن:
1- این شب‌ها ژنرال‌های بی‌ستاره و بی ‌سردوش (از لاریجانی‌ها گرفته تا ولایتی و توکلی و قالیباف و حداد عادل) به صف شده‌اند تا به ترتیب در رسانه‌ی ملی! از لزوم قانونگرایی بگویند. البته آقایان توضیح نمی‌دهند که لباس‌شخصی‌ها کجای قانون هستند، قطع کردن پیامک‌ها و موبایل‌ها و مسدود کردن وب‌سایت‌ها با مجوز کدام قانون صورت می‌گیرند، بازداشت دانشجویان در زیرزمین وزارت کشور و بازداشت فعالان سیاسی بدون هیچ حکم بازداشتی و با باطوم به تجمع‌کنندگان آرام حمله کردن با کدام قانون سازگار است.

2- من سعی کردم به جای آنکه معترضان را "مردم" خطاب کنم، "آزادی‌خواه" بنامم. فکر می‌کنم دقیق‌تر و منصفانه‌تر باشد. نه همه‌ی مردم، آزادی‌خواهند و نه حتی همه‌ی کسانی که به میرحسین رای دادند. هرچند نباید همه‌ی کسانی که در خیابان هستند را هم آزادی‌خواه بدانیم، سهمی برای نخاله‌ها هم باید قائل شد.
 

تقلب؟ 3


بررسی عددسازی‌ها و تناقضات آمار صندوق‌ها در این وبلاگ 
تنافض در آمار تفکیکی بیش از دویست حوزه +
گزارش موسسه چتم هاوس +
آمار و روان‌شناسی +
میان آرای اعلام شده توسط وزارت کشور و گزارش پرس‌تی‌وی اختلاف وجود دارد +
در نمودار احمدی نژاد، منحنی از جایی نزدیک به یک شروع می شود و سیر نزولی رو طی می کند ولی بقیه نمودارها سیر صعودی رو از صفر شروع می کنند که نشان می دهیم که نشانه تقلب در انتخابات است. +

اما بریم سراغ بن‌فورد:
خاکریز اقتصاد دو مقاله دیگر در این باره معرفی کرده است. (البته این آقا، مقاله‌ی جدیدتری در سایتش گذاشته است.)
این مطلب سایت الف درباره صحت انتخابات بر اساس قانون بنفورد را بخوانید (در رابطه با این مقاله سایت انتخاب) و البته کامنت‌های "حسن توکلی" زیر آن را هم نگاه کنید که اشتباهات نویسنده را نشان داده است. 

یکی دیگر از دوستانم (حمید و.) هم مشغول محاسبه بنفورد شده است. دو نمودار از مقایسه اعداد انتخابات ایران و انتخابات امریکا با توزیع بنفورد به دست آورده است. این مربوط به اعداد صندوق‌هاست که برای ایران 45000 و نمونه امریکا 3500 صندوق است. همینطور این دوستم گفته که در اکثر استان‌ها آرای احمدی‌نژاد و مجموع خیلی مخدوش است و البته در مورد کروبی و رضایی هم باید توجه داشت که اعداد خیلی پایین است و لزوما به نتایج این تست نمی‌توان اطمینان کرد.



مطلبی که در زیر می‌آید، توضیحات یکی از دوستانم درباره قانون بنفورد است، شاید شما هم بخواهید به زبان خیلی ساده با این قانون آشنا شوید:

می‌دونیم که مثلا قد آقایان یا قد خانوم‌ها، هر کدوم دارای توزیع احتمالاتی (پی‌دی‌اف) نرمال (گوسین) هستن. همینطور بسیاری پدیده‌ها هستن که مثلا توزیع احتمالاتی یکنواخت دارن.
در این بین، پدیده‌هایی هستن که توزیع نمایی دارن. مثل جمعیت شهرها یا کشورها. کلا جمعیت پدیده‌ای هست که به صورت نمایی رشد می‌‌کنه. یا مثلا متغیر تصادفی تعداد دوست‌های یه آدم هم دارای توزیع نمایی هست. یعنی چی؟ یعنی اینکه احتمال اینکه یه آدم بیشتر دوست داشته باشه به صورت نمایی هی کم می‌شه.

جناب نیوکامب (۱۸۸۱) و جناب بنفورد (۱۹۳۸) مشاهدات جالبی داشتن: اینکه در چنین مواردی به طرز بامزه‌ای رقم سمت چپ اعدادی که به عنوان جمعیت شهرها هستن، میل دارن اعداد کوچکتری باشن. یعنی بیشتر ۱ هست. بعد ۲ هست. بعد ۳ هست و ... و ۹ از همه کمتر ظاهر میشه. چرا؟ با توجه به بحثی که شد با کمی دقت روشن میشه که احتمال اینکه رقم سمت چپ عددی که از توزیع نمایی حاصل شده، برابر ۱ باشه برابر هست با  log(2 / 1) و احتمال اینکه ۲ باشه برابره با log(3 / 2) و احتمال اینکه برابر باشه با n هست  log( (n+1)  /   n). میبینی که احتمال‌ها داره کم میشه. اگه اینا رو محاسبه کنیم احتمال اینکه اولین رقم سمت چپ برابر با ۱، ۲، ...، ۹ باشه، هست: 0.301 -  0.176 - 0.125 - 0.097 - 0.079 - 0.069 - 0.058 - 0.051 - 0.046

پس ما می‌تونیم برای رقم سمت چپ جمعیت شهرها یه متغیر تصادفی جدید تعریف کنیم که از توزیع بالا پیروی می‌کنه. پر واضحه که کمیت ما گسسته هست و ۹ حالت به خودش می‌تونه بگیره. حالا مسئله چیه؟ مسئله اینه که در پدیده‌ای به نام انتخابات، یا اعداد و ارقام مربوط به اقتصاد که ذاتا نمایی هستن، ما می‌تونیم بیایم روی رقم سمت چپ اعداد برآمده، متغیر تصادفی جدیدی با توزیع بالا در نظر بگیریم و ببینیم که آیا اعداد برآمده از این توزیع پیروی می‌کنن یا نه. خب اگه از این توزیع تا حد خوبی تبعیت کنن که فبها المراد و نعم المطلوب. اما اگه خیلی فیت نشن، شائبه این به وجود میاد که اعداد به صورت طبیعی به دست نیومدن و عددسازی صورت گرفته. البته همه اینها احتمالاتیه. مثلا من به دست آوردم که احتمال اینکه فقط مقوله‌ای به نام شانس، باعث به وجود اومدن آمار کروبی شده باشه، چیزی هست در حدود ۴ در ده‌هزار که اصلا قابل قبول نیست. یعنی حداقل باید می‌شد ۵ در صد که شائبه عددسازی به وجود نیاد. اما همون‌طور که یکی از مقالات هم گفته بود اعداد کروبی عادی نیستن.

از اینجا به بعد حرفام رو می‌تونی از این منبع دنبال کنی:
میدانیم که آزمون‌های مختلفی وجود داره برای اینکه ببینیم آیا دسته‌ای از اعداد روی توزیع احتمالاتی (پی‌دی‌اف) خاصی فیت می‌شن یا نه. یکی از معروف‌ترین آزمون‌ها آزمون مربع-کای (کای-۲) هست. که چی کار می‌کنه؟ میاد با توجه به توزیع احتمالاتی گسسته ‌(پی‌دی‌اف) و اعداد برآمده از آزمایش (انتخابات یا هر چی)، یک عدد تولید می‌کنه به نام آماره کای-۲. اسمش رو بذار X2. فرمولش رو از منبع گفته شده می‌‌تونی ببینی. خب؟ حالا نگاه می‌کنه می‌بینه که چند درجه آزادی داریم. مثلا در حالتی که رقم سمت چپ می‌تونه ۹ حالت اتخاذ کنه یعنی ۸ درجه آزادی داریم (یکی کمتر) بعد ما یه توزیع احتمالاتی کای-۲ هم داریم که یه پارامتر به عنوان درجه آزادی می‌گیره. این رو توی نرم‌افزار متلب با تابع: chi2cdf نشون می‌دن. درجه آزادی و X2 رو به عنوان ورودی می‌دی به chi2cdf و به عنوان خروجی میزان احتمالی رو که ممکنه چیزی به غیر از شانس (عددسازی) باعث به وجود اومدن این عدد شده باشه رو بهت میده.
به تجربه ثابت شده که اگر عدد حاصله زیر ۹۵٪ بود مشکلی نیست و طبیعی هست. اما اگه بالای ۹۵٪ بود هر چی بیشتر باشه، مشکوک‌تره. توی محاسبات من، احتمال احمدی‌نژاد شد ۹۳٪ شد که میشه زیرسیبیلی ردش کرد ولی کروبی شد ۹۹.۹۶ ٪ که بسیار آنرماله.

همه این صحبتا که انجام شد، رو میشه برای متغیر تصادفی دومین، سومین و ... رقم سمت چپ هم انجام داد. منتها اوناهر کدوم توزیع احتمالاتی (پی‌دی‌اف) خاص خودشون رو دارن
که نزدیک به یکنواخته. مثلا احتمال اینکه یه عدد با ۱۲ شروع بشه (برای عددی حاصل از توزیع احتمالاتی نمایی) برابر هست با: log (13 / 12) پس بنابراین احتمال اینکه رقم دوم عددی برابر ۲ باشه برابر هست با log(13 / 12) + log(23 / 22) + log(33 / 32) + ... + log(93 / 92).
و به این ترتیب میشه جدولی از احتمالات برای ۱۰ حالت مختلفی که رقم دوم یه عدد می‌تونه داشته باشه (۰ و ۱ و ... و ۹) به دست آورد و محاسبات رو ایضا ادامه داد. فقط توجه به این نکته ضروری هست که برای رقم‌های دوم و سوم و چهارم و ... از سمت چپ ۱۰ حالت محتمل وجود داره (بر خلاف رقم سمت چپ که ۹ حالت داره) و در نتیجه ۹ درجه آزادی داریم نه ۸ درجه آزادی که حین محاسبه  ch2cdf باید پارامتر ۹ به عنوان درجه آزادی پاس بشه.

این یه توضیح مختصر مفید بود از این داستان بنفورد. این رو هم بگم که برای اولین بار در سال ۱۹۷۲ شخصی به نام هال واریان پیشنهاد داد که از این قانون (بنفورد) در مباحث اجتماعی-اقتصادی استفاده بشه. اگه سرچ بکنی، در مورد تقلب‌های انتخاباتی ونزوئلا و امریکا هم مقالاتی پیدا می‌کنی که با استفاده از همین قانون کشف شده.

در نقد حرف نویسنده وبلاگ خاکریز اقتصاد راجع به مقاله فرانسوی:
تنها دلیلی که گفتن نمیشه روی رقم اول بنفورد زد، ظاهرا این هست که نرم‌افزارهای عددساز رقم اول رو لحاظ می‌کنن و انجام این کار معتبر نیست. و یا یه توجیه دیگه می‌ تونه این باشه که احتمال اینکه رقم دوم از توزیع بنفورد پیروی کنه بیشتره. چرا؟ چون اگه تعداد آرا کم باشه، با توجه به اینکه رقم اول ارزش بیشتری داره احتمال اینکه باندهای قابل قبولی از توان‌های ۱۰ رو بتونه به خوبی کاور کنه، به مراتب کمتر از رقم دوم هست. و در نتیجه رقم دوم معتبرتره. باید در محاسبات چک بشه که باندها به خوبی پوشونده بشن. اون آقا فرانسویه هم این چک رو انجام داده و ایرادی که نویسنده وبلاگ به جناب فرانسوی گرفته، معتبر نیست.

یک مقاله دیگر +

 

3


به معجزه روشن نمی‌شود
دنیای من
آنگاه که تو چشم بربسته باشی.

به لابه حاصل نمی‌شود
تمنای من
آنگاه که تو روی گردانده باشی.

عالمی دیگر است این
زیبنده‌ی آدمی دیگر.
جهانی بی‌شگفتی‌ست
آنجا که نگاه تو نباشد
وقتی که نگاهم به تو نباشد.
 

تقلب؟ 2


توضیح مجتبی ت. در مورد کم شدن آرای رضایی:
وقتی برای اولین بار تعداد آرای رضایی بالای 600 هزار اعلام شد، محاسبه بر اساس فرم 22 (هر شعبه ی رای) انجام شده بود
وقتی در اعلام بعدی بر اساس فرم 28 محاسبه انجام شد (بر اساس شهرستان) یعنی آرای شهرستان های بزرگتر که شمارش آرا در اونها تموم نشده بود، مثل ری و شمیرانات و چند جای دیگه، آرای محسن رضایی محاسبه نشده، و در نتیجه در مقایسه با فرم 22 کاهش دیده شده.

در مورد اعلام دیرهنگام آرای شهرها: رییس ستاد انتخابات کشور گفته که این برای اولین بار است که آمار شهرها به تفکیک اعلام شده است. بنابراین این را نمی‌شود دلیل بر تقلب دانست.

موارد مشکوک دیگری که دوستان (مجید و.، نوید ف.، حسین ت. و...) اشاره کردند:
- در فایلی که وزارت کشور اولین بار گذاشت 10 مورد اختلاف بین مجموع آرای نامزدها و آرای باطله و تعداد کل رای های اخذ شده مشاده شد. وقتی هم که  بعدا اصلاح شد، فقط رای‌های باطله دست خورد.
- یک تصویر از اشتباهات فایل
- به گفته محسن رضایی در 170 حوزه، مجموع آرا از مجموع واجدین شرایط بیشتر بوده است.
- اعداد اعلام شده با اعدادی که نمایندگان نامزدها اعلام کرده‌اند مطابقت ندارد.

در مورد قانون بن‌فورد، دوست من، خودش برای اولین رقم سمت چپ محاسبات را انجام داده است. (فایل اکسل محاسبات) نتیجه به دست آمده برای کروبی فوق‌العاده غیرعادی و برای احمدی‌نژاد خیلی مرزی به دست آمده است. البته من هنوز دارم با او سر این قانون بن‌فورد بحث می‌کنم.

کلا همان‌طور که دوستان در کامنت‌های قبلی گفته‌اند، خیلی دلایل مستندی برای تقلب نمی‌شود آورد، چون هم اطلاعات کمی در اختیار قرار گرفته و هم داور عادلی وجود ندارد. اما همه اینها نشان می‌دهد که روند ناسالمی بر انتخابات حاکم بوده است. عذر بدتر از گناهی که می‌شود آورد اینکه بگویند همیشه همین‌طور بوده است.

و این هم کامنت دوستی در پست قبلی: "
من جای تو باشم دلايل رو به سه دسته ی دلائل عينی، قرائن تقلب و شواهد عرفی تقسيم می کنم. با اين اوصاف، حذف ناظران، دليل عينی، اعلام خبرگزاری فارس قرينه ی تقلب و آراء خاموش شاهد عرفی محسوب می شه." من این تقسیم‌بندی را رعایت نکردم ولی پیشنهاد خوبیست.
 

تقلب؟


من به طرز سگی پایه شده‌ام که دلایل مسخره‌ای که برای تقلب در انتخابات آورده می‌شود و بیشتر هوچیگری‌ست و نه استدلال، بشناسم و به دلایل اصلی‌تر قضیه برسم:
- خطی بودن افزایش آرا: خاکریز اقتصاد و حامد قدوسی و پسر فهمیده  این دلیل را قانع‌کننده ندانسته‌اند.
- تحلیل آماری انتخاب با قانون بن‌فورد : پسر فهمیده توضیح داده و آن را رد کرده است.
- انتشار نامه‌ی احمقانه‌ای که در آن نتایج واقعی انتخابات آمده است! + +
- اینکه احمدی‌نژاد سهمی در آرای خاموش ندارد: این هم به نظر حرف درستی نمی‌آید. همه کسانی که در انتخابات شرکت نمی‌کردند که طرفداران اصیل دموکراسی و اصلاحات نیستند. من خودم بازنشسته‌ای را می‌شناسم که هیچ‌وقت رای نداده بود و به خاطر افزایش حقوقش می‌خواست به احمدی‌نژاد رای بدهد.
- انتشار نامه سرگشاده جمعی از کارکنان وزارت کشور درباره صدور حکم شرعی تغییر آرا +: باورش برای من سخت است.
- اینکه نامزدها در شهر خود رای نیاورده‌اند. این پست تابناک در این مورد توضیح داده است.

یک دلیل مهم بر تقلب و عددسازی که ایمایان به آن اشاره کرده است، صفر بودن آرای باطله تا وقتی که 34 میلیون رای را شمرده بودند می‌باشد: اینجا مرحله به مرحله‌ی اعلام نتایج توسط ستاد انتخابات آمده است. نکته جالب دیگر کم شدن آرای محسن رضایی در مرحله قبل از آخر است.

موارد مشکوک بی‌شمار:
- اعلام زودهنگام خبر رییس‌جمهور شدن احمدی‌نژاد و حذف آن توسط فارس (+ و +) و البته جهان‌نیوز +
- شکایت همه نامزدهای دیگر برای اولین بار
- قطع شدن پیامک‌ها
- فیلتر شدن سایت‌های اصلاح‌طلبان
- دستگیری گسترده فعالان سیاسی
- پایین بودن آرای کروبی (در این مورد نباید زیادی اغراق شود.)
- پلمپ بعضی از ستادهای اصلاح‌طلبان
- تمدید نکردن زمان انتخابات و کم آمدن تعرفه‌ها در برخی شعب
- مانع‌تراشی برای حضور نماینده نامزدها +
- نقض آشکار بی‌طرفی بخش نظارتی +

پ.ن:
برنامه تلویزیونی "ایران 88" که دوشنبه 25 خرداد پخش شد، نظرسنجی‌های مرکز تحقیقات صدا و سیما را نشان داد و بر مبنای آن استدلال کرد که نتایج اعلام شده با نتایج پیش‌بینی شده مطابقت دارد. + اما همین نتایج به نظر من، دلیلی بر عددسازی است چرا که نظرسنجی 20 خرداد این اعداد را نشان می‌دهد:
احمدی‌نژاد 54 درصد، میرحسین 34 درصد، رضایی 3 درصد، کروبی 1 درصد.

.:چیزهای دیگه‌ای که به نظرتون میرسه بگید:.
 


خرداد ستمگرترینِ ماه‌هاست...


+ به علاوه‌ی این همه کشته و زخمی و زندانی.
 

آزادی در آتش


ای شادی!
     آزادی!
 ای شادی ِ آزادی!
    روزی که تو بازآیی
 با این دل ِ غم پرورد
     من با تو چه خواهم کرد؟
+
 

آب صافی می‌رود بی‌ اضطراب


از امام حسین تا آزادی مردم جمع شده بودند. فوق‌العاده است. حتی اخبار بیست و سی هم مجبور شد با احترام راهپیمایی امروز را نشان دهد. میرحسین گفته که کوتاه نمی‌آید.

پیش به سوی انتخابات دوباره


"طفلک تلف میشی. گوله‌ی برفی، آب میشی." ستم سنگ رو شیشه می‌فهمه نه خشت ِ پاخورده. اونیکه به چراغ تف می‌کنه، ریشه‌ی خودش رو می‌سوزونه. "خسته شدیم از بس که مردیم" اما یه روز هم میاد که از این شبا، فقط صدای جیرجیرکش یادمون می‌مونه.
 

خس خسانه میرود بر روی آب


بخشی از سخنان رییس‌جمهور در اجتماع میدان ولیعصر، 24 خرداد: + +

آنچه كه در دموكراسي ليبرال له مي‌شود مردم است و فريب دادن مردم نيز در اين دموكراسي امري عادي مي‌باشد.
در نظام‌هاي دموكراسي ليبرال ارزش‌هاي اخلاقي معنايي ندارد و دروغ گفتن و تقلب امري عادي است.
آنها حتی به دزدها، همجنس‌بازها و کثافت‌ها اعتنا می‌کنند و آنها را به رسمیت می‌شناسند تا دو رای و یک دوم درصد رای بیاورند.
در اين ايران مردم‌سالاري امري اصيل است اولاً اين ملت است كه هميشه صحنه‌ها را رقم مي‌زند و اين اراده ملت است كه حاكم شده و در همه سطوح تصميم‌گيري نظام آن كساني كه حاكمان را برمي‌گزينند ملت مي‌باشد.
اين انتخابات از انتخابات دوره‌هاي قبل سالم‌تر، پاك‌تر و تميزتر برگزار شد.
بنا بر اطلاعات حاصل شده از سوي شوراي نگهبان حتي يك مورد اعتراض قانوني و گزارش تخلف به شوراي نگهبان صورت نگرفته است.
در زمان تبليغات رسمي‌شان ديديد كه 3 نفر در برابر يك نفر بود.
همه ملت ايران پاي آرمان‌ها و حقوق خود ايستاده‌اند. از همين رو آنها چاره‌اي جز تسليم در برابر خواسته‌هاي به حق ملت ايران نخواهند داشت.
شما در برابر اين ملت هستيد و چاره‌اي جز تسليم نداريد.
در يك مسابقه فوتبال 50 هزار يا 70 هزار تماشاچي مي‌روند و آن كسي كه تيمش باخته عصباني است و به هر دري مي‌زند.
4 تا خس و خاشاك اين گوشه‌ها يك كاري مي‌كنند بدانيد اين رودخانه زلال ملت جاي براي خودنمايي آنها نخواهد گذاشت.
اگر از این پس کسانی بخواهند در برابر اجرای خواست شما و استیفای حقوق ملت و برداشتن موانع بایستند بنده به فضل الهی آنان را به ملت معرفی خواهم کرد.
ما وقتی به امام عصر قطب عالم و خلیفه الله متوسل می شویم ما را متهم به خرافه‌گرایی می‌کنند اما متاسفانه خود آنان متوسل به تکه پارچه می‌شوند.
من امسال اگر در سازمان ملل متحد حضور یابم خطاب به دولت‌ها خواهم گفت کدام جرات دارید ایران را تهدید کنید دستتان را بلند کنید تا ملت ایران دست شما را قطع کنند.
برخی عقده‌های بیست ساله خود را شکستند.
من فرزند پیغمبرم. +

بخشی از شعارهای حامیان احمدی‌نژاد:

موسوی دروغگو
موسوی هاشمی دیگر اثر ندارد
هاشمي موسوي پيوندتان مبارک
هاشمی حیا کن، احمدی رو رها کن
احمدي بت شكن ... بت بزرگ رو بشكن
 

روز مادر


مادر آن یگانه آرمان دست‌یافتنی زندگیست، آن معنایی که از واقعیت نمی‌گریزد: وقتی که میان "هست" و "باید" گسستی نیست.

داسی سرد


 داسي سرد بر آسمان گذشت
 و گزمكان به هياهو شمشير در پرندگان نهادند...

 امروز  به استاد می‌گفتم که باز شما سرد و گرم روزگار را چشیده‌اید، ما در عنفوان جوانی هستیم و این همه ورای طاقت ماست. پرسید باز هم در انتخابات شرکت می‌کنید، گفتیم ما هر بار با اندکی امید پای صندوق‌ها می‌رویم، اما انگار همین قدر را هم بر نمی‌تابند. بغضم در گلو ماند، امروز نترکید، باشد برای روزی دیگر.

 پیامک‌ها قطع است. فیس‌بوک را دوباره بستند. سایت‌های خبری مسدود می‌شوند. 

 اما به ما یاد داده‌اند که از خوشحالی بقیه خوشحال باشیم. خوشحالم که جمعی به آرزویشان رسیدند، رکورد خاتمی را در عدد شکستند و نیمه شب! تیتر زدند. خوشحالم که آنقدر  رییس‌جمهوری محبوبی داریم که حتی در زادگاه نامزدها هم بیشترین رای را می‌آورد. خوشحالم که روند پیشرفت و عظمت این ملت متوقف نشد.

باید به داد هم برسیم، باید هم را   دلداری دهیم و نگذاریم پیکر بی‌رمق امید از نفس بیفتد.  این اولین پست سیاه این وبلاگ است، امید که آخرین باشد:

 وطن
    وطن
        وطن
            وطن
    تو سبز جاوادن بمان
 

22 خرداد


به نو کردن ماه بر بام شویم
با عقیق و سبزه و آیینه

ما می‌توانیم

 

انتخابات 16


چرا فاصله‌ی فیلم اول و دوم میرحسین اینقدر زیاد بود؟ چرا او سعی می‌کند مخاطبان مختلف (شاید مخالف) را در دو فیلم جداگانه جذب کند؟ فیلم اول مملو از زنان باحجاب، مردم مستضعف (واژه‌ی مورد علاقه میرحسین)، و تصاویر جنگ و امام بود؛ فیلم دوم شامل رهنورد بود و خاتمی و زنان کم‌حجاب و جوانان در حال پایکوبی.
+
احمدی‌نژاد کسی است که به همه چیز نه می‌گوید (او بیشتر از روی آنچه نفی می‌کند مشخص می‌شود +)، آیا میرحسین می‌خواهد کسی باشد که به همه چیز آری بگوید؟ در میان هوادارن میرحسین حتما از مذهبی‌ترین‌ها تا غیرمذهبی‌ترین را دیده‌اید، معنی این چیست؟
+
میرحسین دلیل آمدنش را احساس خطر از وضعیت امروز کشور و سیاست‌های دولت نهم عنوان کرده است، و اینها دلایل سلبی است. بنابراین همه کسانی که در دولت نهم متضرر شده‌اند، مخاطب میرحسین می‌توانند باشند. از قضا بسیاری او را به خاطر آنچه نیست می‌خواهند.
+
می‌توان سوالات زیادی را پرسید. آیا این روش هواداران او را زیاد می‌کند یا کاهش می‌دهد؟ آیا این روش هوادارن دلگرمی برای او ایجاد می‌کند یا صرفا کسانی که از این ستون به آن ستون را فرج می‌دانند؟
+
من فکر نمی‌کنم میرحسین تا حالا سعی کرده باشد، چیزی جز آنچه هست را از خود نشان دهد. او کمتر نشانی از تناقض در حرف و عملش دارد. من به او به خاطر آنچه هست رای می‌دهم، نه آنچه نیست.


پ.ن: برنده انتخابات تا اینجا محسن رضایی بوده است.
 

انتخابات 15


کروبی دیشب دوباره خوب بود. اول از خودش دفاع کرد و بعد برنامه‌هایش را گفت. حتی آخر به میرحسین هم انتقاد کرد.
میرحسین با دست پر آمده بود. همان‌ چیزی که از اول منتظرش بودیم. پاسخ آمار با آمار، عدد با عدد. و این هم خیلی مهم بود که او از عملکرد دولت خودش دفاع کند.

اما نکته منفی اینجا بود که میرحسین بیشتر از نیمی از وقت خود را به حمله به احمدی‌نژاد اختصاص داد و کمی در این کار زیاده‌روی کرد. این اولا از اخلاق مناظره به دور بود و می‌تواند علیه خود او استفاده شود. دوم اینکه وقت اضافی برای احمدی‌نژاد ایجاد می‌شود که او دوباره ادعاهای خودش را تکرار کند.
بهتر بود میرحسین جمله‌بندی‌هایش را طوری انتخاب می‌کرد که به جای آنکه صراحتا به خود احمدی‌نژاد (به عنوان یک کاندیدا) برگردد، عملکرد دولت نهم را در بر می‌گرفت، به اضافه‌ی این جمله‌ی توضیحی که "من برای همین مسائل است که احساس خطر کرده‌ام و پا به میدان گذاشته‌ام." احمدی‌نژاد هم انتقاداتش را به دوران میرحسین را در ضمن مقایسه دولت‌ خودش با دولت‌های قبلی مطرح می‌کرد.
و همینطور بهتر بود که بیشتر این حرف‌ها را می‌گذاشت برای آخرین گفتگوی ویژه خبری که با حضور خود میرحسین برگزار می‌شود.

به نظرم مجری هم غرض خاصی نداشت. صرفا کار قانونی خودش را می‌خواست که انجام دهد. از پریدن میرحسین به مجری هم خوشم نیامد.