دین مدنی
در مطلب
حکومتنمادها،
حکومت نهادها به اینجا رسیدیم که آیا جنبش سبز تنها به صورت جدلی و سلبی
قصد مقابله با نمادهای حاکم و برپایی نمادهای جدید را دارد یا اینکه اساسا طرحی
ایجابی برای برپایی نهادها و ساختارهای پایدار هم دارد. در وبلاگ
فریاد گمشده از نهیلیسم مثبتی صحبت شده است که جنبش سبز با آن گره خورده
است. ویژگیهای جنبشی اینچنینی حرکت به سوی عملگرایی، مخالفت با ایدئولوژی،
مخالفت با خشونت و انقلاب برای آزادی در عین گریز از عقلانیت و اخلاق است.
همین فاصلهگرفتن از گفتمانی مبتنی بر عقلانیت و اخلاق به احساسیگری غیراخلاقی
منجر میشود و توانایی برساختن کلیتی نو را از جنبش میگیرد و انقلاب برای آزادی
را به ترکیبی پارادوکسیکال تبدیل میکند.
جنبش سبز بیش از هر چیز به ایجاد ظرفیتهای اخلاقی نیاز دارد و اینکه از این طریق
قابلیت برای ثبات را به وجود آورد. همانطور که دورکیم در رد ادعای اسپنسر و فلسفهی
فایدهگرایانه، اشاره میکند که اینچنین نیست که اگر هر فردی منافع خود را در
مبادله تعقیب کند همبستگی اجتماعی به طور خودکار پدید آید؛ هر مبادلهی بر قرارداد
مبتنی است و قرارداد مستلزم چارچوبی اخلاقی و پیشینی است. ما هم میتوانیم بگوییم
که اگرچه آزادی به معنی رهایی از قید و بند است، اما کسانی که خواست رسیدن به آزادی
را دارند باید به آزادی ایمان داشته باشند، به اخلاق آن پایبند
باشند. از اینجاست که خواست آزادی نه دیگر خواستی خودخواهانه و منفعتطلبانه بلکه
آرمانی اخلاقی و اجتماعی میشود. به بیان دیگر در جامعهی جدید، ما
نیازمند به نگهداشت و بازتولید همان جنبههای آرمانی و اخلاقی (متفاوت از جنبههای
شناختی) دین هستیم.


0 نظر:
ارسال يک نظر