تاریخ گورستان نخبگان است


برخلاف اندیشه‌ی داروینیسم که حرکت جامعه را از یک وضعیت ساده به یک وضعیت پیشرفته توصیف می‌کند، پاره‌تو بر این نظر بود که حرکت جامعه به صورت دوری انجام می‌شود نه خطی. از نظر پاره‌تو نخبگان جامعه را اداره می‌کنند و منازعه اصلی در جامعه بین نخبگان است و نه بین نخبگان و مردم. در نظر پاره‌تو و دیگر رئالیست‌های سیاسی تاریخ وضعیتی دوری دارد و از نظر سیاسی، جامعه‌ی بهتری به وجود نمی‌آید چرا که همیشه اقلیتی بر اکثریت حکومت می‌کنند. انقلاب معلول ضعف دستگاه سرکوب دولتی است. در روند انقلاب نخبگان خواهان قدرت دست به بسیج توده‌ها می‌زنند و به همین خاطر پیدایش ایدئولوژی همه‌گیر خیلی مهم است. پاره‌تو عقل را عامل نارسای برای فهم جامعه می‌دانست، چرا که انسان عمدتا موجود غیرعقلانی است.
نخبگان بر دو نوع هستند. اول آنها که دارای غریزه‌ی ترکیب و سازش هستند و روباه نامیده می‌شوند. اینها مرد عمل، هوشیار و زیرک هستند، تدبیر می‌کنند، مکر به کار می‌برند، از تلون امتناعی ندارند ولی از اعمال زور و سرکوب قاصر هستند. دوم آنها که دارای غریزه‌ی تداوم و همبستگی هستند و شیر خوانده می‌شوند. این غریزه در توده‌ها متمرکز است. اینها صاحب حمیت و وفاداری و عصبیت گروهی هستند، اهل ستیزه و مبارزه در جهت حفظ منافع گروه خود می‌باشند. وقتی قرار است کاری انجام دهند، انجام می‌دهند اگرچه صدها و هزاران انسان جان خود را از دست بدهند. اعتقاد داشتن اساس غریزه‌ی دوم است.
اما چه چیزی باعث تغییر و ایجاد دور می‌شود؟ وقتی که ترکیب این شیرها و روباه‌ها خوب کار نکند و یا تعادل آن‌ها به هم بخورد. به این ترتیب نخبگان محروم از قدرت از فرصت استفاده می‌کنند و قدرت را به دست می‌گیرند. پاره‌تو عنوان می‌کند که معمولا تعادل در گروه حاکمه به نفع روبهان به هم می‌خورد، و گروه حاکمه در اثر آزادی‌خواهی و انسان‌دوستی سست می‌شود.

اما کاربست این مدل در جامعه‌ی ما:
- این مدل خوب می‌تواند در جامعه ما به کار برده شود. چرا که همیشه در ایران نخبه‌ها تاثیر زیادی در روند جامعه داشته‌اند.
- اتفاقات اخیر بی‌شباهت به انقلابی که پاره‌تو از آن یاد می‌کند نیست. رفسنجانی یک روباه بزرگ برای حکومت بود. اتفاقات اخیر در این جهت پیش رفت که شیران دستگاه حاکمه حضوری تازه پیدا کنند، روباه بزرگ را کنار بزنند، دستگاه سرکوب را تقویت کنند و به این ترتیب راه را بر سست شدن حاکمیت ببندند. 
- گفتیم که منازعه‌ی اصلی بین نخبگان در جریان است. اما اصلاح‌طلبان در ایران فاقد ترکیب مناسبی از نخبگان هستند، هم روبهان تاثیرگذار کم داشته‌اند و هم تا به حال شیر نداشته‌اند. مخالفان دموکراسی در ایران اما به خوبی ترکیبی از شیر و روباه را با خود داشته‌اند. وارد شدن میرحسین به جمع اصلاح‌طلبان خود عامل مهمی در تقویت نخبگان اصلاح‌طلب به شمار می‌رود.
- گفتیم صاحبان غریزه‌ی دوم در میان توده بیشتر هستند. پس راه پیدا شدن شیران اصلاح‌طلب، مردمی شدن اندیشه‌ی اصلاح‌طلبی است. هرچند آرای اصلاح‌طلبی، راهی زیادی در پیش دارد تا تبدیل به ایدئولوژی همه‌گیر و مردمی شود اما اتفاقات اخیر گام مهمی در این مسیر بود.

پ.ن: عنوان این مطلب، جمله‌ای از پاره‌تو است.
 

رای:

1 نظر:

[,hj l,hj hdvhk گفت...

اخرین اخبار تقلب سبز منتشر شد