کتاب بی تاریخ
فاتحان سرزمین های گمشده در اعماق
فراموشی انسان ها!
چو از فتحتان پیروزمندانه بازگشتید
قلمی و کاغذی به دست گیرید
شرح نبردتان را بنویسید
و سرگذشت پر شکوهتان را
راهنمای آینده آنهایی کنید
که نامشان انسان است و فراموش کرده اند که
می توان در عمق گمشده ها سفر کرد.
بگویید توشه ی راه چیزی نیست جز آرزو
و نبردافزاری نیاز نیست
جز انسان بودن.
باری در حاشیه آن نوشته ها
وصف اندوهتان نیز بدهید.
از رنج غربت و از حیرت تنهایی تان بگویید
اما کوتاه
کوتاه تر از آستانه ی طاقت ما.
پانویس اعلام آن را که به کتاب های سوخته ارجاع داده اید
زخم های تازه بسته را می ماند
که تلنگری می گشایدشان
و باز خوناب و باز
خوناب
کتابتان بی تصویر است
نگارگری نیست که نقش دل زند
کتابتان نیم سوز و نیم بند است
شمارگشانش یک
و تاریخ طبعش
روزی آنسوتر از تاریخ.

2 نظر:
ای که گفتی، یعنی چه؟!
راستی، اسم وبلاگ من عوض شده!
ارسال يک نظر