ویژگی منفی رقابت های سیاسی
مسئله انتخابات 2
اول در مورد مطلب "مسئله ی انتخابات" باید بگویم
که اگر فرض کنیم آن تقسیم بندی درست است، آن بحث بسیار کلی و در نتیجه کمی بی معنا
بود. آنچه آن مطلب را تکمیل می کند دو نکته است: یکی اینکه رفتار آن گروه اکثریت که
تعیین کننده هستند را چه چیز مشخص می کند. دوم آنکه جریان انتقال افراد بین گروه ها
و تغییر نگرش آنها چگونه به وجود می آید.
+
آنچه زیاد در موردش گفته میشود سازمان داشتن هواداران احمدی نژاد و در مقابل
پراکنده بودن گروه مقابل است. از آنجا که حضور در انتخابات شوراها خیلی پر تعداد نخواهد بود
(به تجربه) پس این عامل در این انتخابات می تواند مهم باشد. اما اگر بخواهیم به طور کلی راجع به
انتخابات صحبت کنیم عوامل مهمتری را باید در نظر بگیریم.
+
منظور از کلمه منفی در عنوان اینست که عواملی که موجب اقبال یک گروه یا
یک تفکر سیاسی و ادبار دیگری می شود (در نقاطی که تغییر به وقوع می پیوندد) بیشتر
از آنکه از ایده های گروه رقیب ناشی شود از دلزدگی نسبت به گروه حاکم به وجود می
آید.
هر گاه مردم از گروه حاکم به هر نحوی خسته شوند به سراغ انتخاب جدیدی میروند و در
وهله اول همین که شر اینها را کم کنند برایشان بس است و بعد به سراغ این
میروند که آنها که هستند و چه میگویند.
نظریه "ساختار انقلاب های علمی" توماس کوهن را می توان به انقلاب های اجتماعی و به
طور کلی تغییرات اجتماعی تعمیم داد. به طور خلاصه می توان آن را اینگونه بیان کرد:
(در مورد یک ایده سیاسی یا یک حزب)
پیش از حکومت - رسیدن به حکومت - وضعیت عادی - بحران - انقلاب (تغییر اساسی) - ایده
(یا حزب) جدید
منظور از حکومت، حاکم شدن یک ایده (یا حزب) است. منظور از پیش از حکومت، زمان
فعالیت برای بدست آوردن مشروعیت و ایجاد همبستگی و یکپارچگی نظری و عملی می باشد.
وضعیت عادی ، آن فرصتی است که گروه حاکم هنوز صاحب مشروعیت و مقبولیت است و
می تواند با تکیه بر آن برنامه های خود را هدایت کند.
با این نظریه می توان به سوالات زیر پاسخ گفت:
1- چرا دوم خرداد رقم خورد؟ زیرا حاکمان پیشین از مردم دور شده بودند و قادر
به پرداخت مطالبات آنها نبودند (از نظر مردم). این همان مرحله بحران است.
2- چرا سوم تیر رقم خورد؟ همان جواب قبل.
3- چرا مجلس ششم و شورای اول و ریاست جمهوری هشتم همان نتیجه دوم خرداد تکرار شد؟
چون این زمانی بود که هنوز ایده و اندیشه حاکم در وضعیت عادی و مقبول به سر می برد.
4- انتخابات آینده چه نتیجه ای خواهد داشت؟ بستگی به این دارد که اندیشه سوم تیر
(به قول بذرپاش) به وضع بحران رسیده است یا خیر.
اما این نقطه آخر نیست. نباید در همین جا ماند. سوالات دیگری باقی می ماند:
در بین ایده ها یا احزاب رقیب و جدید کدام پیروزی می شوند؟ چه چیز این را تعیین می
کند؟ مدت زمان رسیدن از وضع عادی تا بحران چگونه مشخص می شود؟ آیا رسیدن به
بحران لزوما به شکست منجر می شود یا می توان از آن بازگشت؟ و ...
+
منظور از این حرف ها زیر سوال بردن آگاهی های فردی شرکت کنندگان در انتخابات نیست.
آنچه می تواند این نظریه را مقبول جلوه دهد گستردگی جوامع، کم شدن ارتباطات
چهره به چهره و منتقل شدن اطلاعات به جریان ها ی رسانه ای وسیع است که این وسعت و
پراکندگی،
اعتماد متقابل را کم و کمتر می کند. توده مردم با کسی که به او رای میدهند آشنایی
کاملی ندارند و این عوامل جامعه شناختی است که تعیین کننده شکست و پیروزی
افراد و گروه ها می باشد.
+
پ.ن:
حاشیه هایی از نشست وبلاگ نویسان و نامزد های اصلاح طلب
http://www.hanouz.com/archives/004103.html

0 نظرات:
ارسال يک نظر