مسئله ی انتخابات 3
عطریانفر: الان بحث رقابت احزاب مطرح نيست
بلكه يك جنگ تمامعيار در ميدان نابرابر برقرار است كه در دو طرف آن دو انديشه
وجود دارد؛ يك انديشه مبتني بر نگاه مردمسالارانه است و نگاه ديگر تمايل به اين
دارد كه قبيلهاي را به قدرت برساند و پديدهاي به نام مردم را از دور خارج كند.
(متن کامل)
+
رجبعلی مزروعی در
یادداشتی دلیل ناکامی جنبش اصلاحات را "
مخالفتها وکارشکنی ها وبحران سازی های اقتدارگرایان
ومقابله سر سختانه نهاد های انتصابی با نهادهای انتخابی
" می داند. محمد
قوچانی هم گفته: "شكست
اصلاحطلبان از روزي شروع شد كه چهار گرايش مشاركت، كارگزاران، همبستگي و ملي -
مذهبي در انتخابات دوره دوم شوراهاي شهر هر يك فهرست جداگانهاي منتشر كردند و
آنگاه همين تجربه تلخ را در مجلس هفتم و رياستجمهوري نهم تكرار كردند."
این گونه حرف ها (فراموش کردن محتوای عمل و اندیشه و پرداختن به دلایل خارجی )
دور شدن از واقعیت و پوشاندن دلایل واقعیت ناکامی اصلاحات است.
+
دکتر محمد رضایی در وبلاگش نوشته است:
اين كه مردم دموكراسي را به اندازه
عدالت نمي فهمند تا اندازه اي به تنبلي روشنفكران و سياسيون بر مي گردد كه نمي
خواهند با زحمتي بيشتر مفاهيمي ملموس تر را به مردم عرضه كنند. و ديگر آنكه آنها
فكر مي كنند به محض تسخير حكومت مي توانند نهادهاي دموكراتيك را در جامعه حاكم
كنند. در تائيد اين گفته مي توان عملكرد دولت اصلاحات در گسترش جامعه مدني را علي
رغم آن همه شعارهاي قشنگ مورد ازمون قرار داد. (متن
کامل)
در بررسی اصلاحات این یکی از مهمترین نکات است.
+
اما کمی هم راجع به کروبی:
بعد از انتخابات ریاست جمهوری قبل هیچ وقت نتوانستم دلم را با کروبی صاف کنم. او که
پیروزمندانه شعار ماهی 50 هزار تومان را سر داده بود (گویی چیزی کشف کرده و به جایی
رسیده که بقیه از آن عاجز بودند) و خود از بیان تحلیل اقتصادی آن عاجز بود و تنهای
افتخار خود را آن میدانست که قدرت چانه زنی دارد و آن هم چه افتخاری. چه کسی او را
شیخ اصلاحات نامید؟ خودش یا دیگری؟
نمیدانم هیچ وقت اصلاح طلبان که رای خود را 16 میلیون (معین و کروبی و رفسنجانی و
مهرعلیزاده ) در مقابل 11 میلیون (احمدی نژاد و لاریجانی و قالیباف) خواندند؛ هیچ
وقت توضیح دادند که چه شد که شعار آزادی اندیشه و جامعه مدنی خاتمی به شعار ماهی
پنجاه هزار تومان کروبی رسید؟ آنها که روزی در راس مثلث مازلو قدم می زدند این سقوط
فاجعه بار به قعر آن را چگونه توجیه کردند؟
مسعود بهنود همان ایام او را با آیت ا... طالقانی مقایسه کرد!
محمد قوچانی
هم اخیرا در همان مقاله گفته: "كروبي
در دو دهه گذشته همواره به عنوان ريشسفيد اصلاحطلبان سعي كرده است بيش از آنكه در
پي رايگيري براي خود باشد رايسازي كند!
....
كروبي رقيب اصلاحطلبان نيست، ريشسفيد آنان است.
"
به هر حال تکیه بر افراد به جای اندیشه ها یکی از نقاط ضعف اینگونه نظرات است.
آنها که کروبی را "در صدر جبهه
فكري اصلاحطلب"
می دانند، دیگر توقع رای و این جور چیزها را نداشته باشند.
+
دکتر سروش درمجلسی خطاب به برخي
از احزاب ناموفق در انتخابات گفته بود:« اخيرا شنيدهام برخي از دوستان چون در
انتخابات پيروز نبودند، به اين نتيجه رسيدهاند كه بايد به سنتهاي مردم
بازگرديم، چراكه به دليل بيتوجهي به آن سنتها ناموفق بوديم. از اين رو عنوان
ميكنند ما بايد به اشكال سنتي رايج همچون برگزاري هيأتها و اجراي همان آيينها
و رسم و رسومات گذشته بازگرديم» و در نقد این دیدگاه گفت:« اين باور سم قاتلي براي
روشنفكري ديني و گم كردن راه است، البته معناي اين سخن پشت كردن به سنن مردم و
ديانت آنان نيست، اما اگر طايفهاي هدايت فكري مردم را بر عهده ميگيرد، بايد عمل
و نظرش يك سان باشد، اگرچه در جامعه ی بحرانزده ی ما تناقض بين عمل و نظر بسيار
است، اما اين گناه اصلا از جانب كساني كه رهبري فكري جريان روشنفكري ديني را بر
عهده دارند، قابل بخشش نيست».
(در tik.ir
خواندم)
بله این بزرگترین آفت جنبش اصلاحات می تواند باشد.
+
به هر حال باز هم به قول مزروعی و با عطف به حرف عطریانفر:
در این میان باز این اصلاح طلبان حکومتی اند که در
میدان سیاست مانده اند و علیرغم همه تیرهای بلا وملامت ها دل به اصلاح بسته اند
ونسبت به حوادث واقعه وتضییع حقوق مردم بی تفاوت نمانده اند و می خواهند از
کوچکترین روزنه ها وسوراخ ها برای کاهش درد ورنج مردم وپیش روی بسوی دمکراسی
استفاده نمایند.
من در انتخابات شوراها شرکت می کنم وبه فهرست ائتلاف اصلاح طلبان رای می دهم با این
استدلال ساده که می خواهم نوک تیشه ای بر دیوار حاکمیت انحصاری و یکدست
اقتدارگرایان بزنم و لاغیر.
+
این را هم بخوانید: خاتمی پیروز است.
اینجا
+
حنیف یه سری اسم در آورده، مطلبش رو بخونید، مخصوصا راجع به خبرگان :
اینجا

0 نظرات:
ارسال يک نظر